
من وارد بازار املاک و مستغلات شدم وقتی که 12 ساله بودم. خانوادهام در زمینهای حومه مسکو سرمایهگذاری کرده بودند و بعد از مدرسه، من بروشور پخش میکردم و زمینها را به خریداران احتمالی نشان میدادم. وقتی قطعه زمینی که هیچکس نمیتوانست بفروشد را فروختم، مادرم به من گفت: "تو یا یک فروشنده بسیار موفق خودروهای دست دوم خواهی شد یا یک تاجر املاک و مستغلات در زندگی." من هنوز گواهینامه رانندگی ندارم، بنابراین مسیرم از قبل مشخص بود.
در دانشگاه، من یک آژانس املاک دانشجویی راه انداختم و در یک سال، حدود 100 نفر داشت. من شروع به سرمایهگذاری در املاک کردم. من 10 ساعت در روز در سایتهای مختلف به جستجوی املاک میپرداختم و سپس آنها را در اکسل تحلیل میکردم. از 1000 لیست، معمولاً تنها 10 ملک مناسب پیدا میکردم. مشاوران املاک پیشنهاداتی ارسال میکردند، اما انتخابها 1 از 50 بودند.
متحیر شدم که چرا فرآیند جستجو و جمعآوری اطلاعات اینقدر پیچیده و غیر شخصیسازیشده است. وقتی بلیط هواپیما را نگاه میکنم، بلافاصله ارزانترین بلیط نشان داده میشود، به جای اینکه تمام روز دنبال آن بگردم. وبسایتهای املاک میتوانستند این کار را 10 برابر بهتر انجام دهند اما این کار را نمیکنند.
سپس متوجه شدم که آنها علاقهای به ایجاد یک ویژگی جستجوی عالی ندارند زیرا وبسایتهای املاک تبلیغات میفروشند. مدل کسبوکار آنها حول این میچرخد که من، به عنوان کاربر، بیشترین تماس را با مشاوران املاک بگیرم، چرا که آنها کاربران را بهعنوان لیدهای منحصر به فرد به مشاوران میفروشند و مشاوران برای آن پول میپردازند. من به کشورهای مختلف سفر کردم، از چین تا ایالات متحده، و در همهجا این تجارت به همین شیوه تنظیم شده بود.
من خودم شروع به توسعه محصول کردم، اما در آن زمان هیچ چیزی از فناوری اطلاعات نمیفهمیدم، که منجر به شکست شد. تمام پولم را صرف توسعه کردم و این باعث شد که روی مبلهای دوستانم در نیویورک بخوابم، به سختی زندگی میکردم تا بتوانم به کار بر روی محصول ادامه دهم. بعد از این شکست، یک تیم جدید تشکیل دادم، اما این بار درسها را آموختم. به روسیه برگشتم و روز بعد، پاندمی شروع شد.
ما اولین نسخه جستجو را در مسکو در دوران کرونا برای یافتن آپارتمانهایی با قیمت زیر بازار ساختیم. مقالهای نوشتم در مورد اینکه سیستم چگونه ساختار یافته است. 3000 کاربر اول پیوستند. چون نتوانستیم از سرمایهگذاران خطرپذیر در روسیه پول جمعآوری کنیم، یک هفته تا تعطیل کردن کسبوکار فاصله داشتیم، اما گروهی از کاربران با من تماس گرفتند و پیشنهاد سرمایهگذاری در شرکت را دادند. به تعجب من، کاربران شروع به ارسال پول به من کردند و به این ترتیب 2 میلیون دلار سرمایهگذاری اولیه جمعآوری کردیم. از آن روز، 7 میلیون دلار از کاربران سرمایه جذب کردیم و حالا آنها بخشی از شرکت را دارند.
اما بعد از آن جنگ با اوکراین آغاز شد و ما تصمیم گرفتیم همه چیز را در روسیه ترک کنیم و به دبی برویم تا از صفر شروع کنیم. در امارات متحده عربی، مدل کسبوکار جدیدی راهاندازی کردیم: بر اساس دادهها و پیشبینیهای هوش مصنوعی، یک پلتفرم تجارت الکترونیک ایجاد کردیم. در این پلتفرم، فقط املاک را از نهادهای معتبر مانند توسعهدهندگان و بانکها فهرست میکنیم. بنابراین، اطلاعات املاک همیشه به روز و دقیق است. هوش مصنوعی پیشنهادات را ارزیابی کرده و دادههای متناسب با نیازهای خریداران را نشان میدهد. برای سرمایهگذاران، بازگشت سرمایه و پیشبینیهای رشد را نشان میدهد؛ برای خانوادهها، هوش مصنوعی پیشنهادات را از بیشترین تا کمترین مرتبط با درخواست آنها مرتب میکند.
این همه چیز را تغییر داد. خریداران اکنون به سرعت آنچه را که میخواهند دریافت میکنند و از پیدا کردن بهترین پیشنهادها برای خودشان در همان ابتدا راضی هستند، به جای اینکه پس از دهها تماس با مشاوران املاک و مشکلات در یک بازار غیرشفاف، این کار را انجام دهند. و فروشندگان خوشحالند که به ازای هر معامله پول میپردازند، نه برای تبلیغات.
در 1.5 سال اول، املاک به ارزش 200 میلیون دلار فروختیم و 400 معامله آنلاین انجام دادیم. متوجه شدیم که مردم اگر تمام اطلاعات را داشته باشند و توصیههای هوش مصنوعی را داشته باشند، آمادهاند املاک را آنلاین بخرند و خدمات مشاوران اصلاً لازم نیست. بعد از راهاندازی، بسیاری از رسانهها شروع به نوشتن در مورد ما و دعوت از ما برای مصاحبه در یوتیوب کردند. این موضوع باعث جذب کارآفرینانی از سراسر جهان شد که شروع به درخواست حق امتیاز کسبوکار ما کردند. تا به امروز، حق امتیازهای 15 شهر را فروختهایم.
متوجه شدیم که موج هوش مصنوعی تقاضا برای جستجوی املاک شخصیسازیشده را افزایش میدهد و مردم از عدم شفافیت بازار املاک خسته شدهاند، به ویژه اگر با شفافیت و سرعت بازار سهام آشنا باشند. امروز، بازار کمیسیون املاک مسکونی جهانی 200 میلیارد دلار است. ما مطمئنیم، و اعداد این را ثابت میکنند، که در 10 سال آینده، حداقل 10٪ از معاملات املاک از طریق تجارت الکترونیک انجام خواهد شد و بخش فینتک مانند وامدهی به یک پلتفرم آنلاین یکپارچه خواهد پیوست.
طرح ما برای 12 ماه آینده این است که از مرز 1 میلیارد دلار GMV عبور کنیم و وارد دسته مشتریان دفتر خانواده و صندوقها شویم. آنها نیز به راهحل ما نیاز دارند و ما ثبتنامهای بیشتری از آنها دریافت میکنیم. مشتریان ما در حال حاضر خریداران املاک با بلیت متوسط 1 میلیون دلار هستند. در این دسته، ما به تطابق محصول و بازار دست یافتهایم و گروههای مشتری نشان میدهند که نسبت ارزش عمر به هزینه جذب مشتری (LTV/CAC) در سال اول 500٪ است، با این که گروههای اولیه حتی بیش از 1000٪ را پشت سر گذاشتهاند.
در حال حاضر داریم روی راهحلی کار میکنیم تا مشتریان املاک خود را در پلتفرم ما نگهداری کنند، با یک کلیک خرید کنند و با یک کلیک برای فروش فهرست کنند، با سطحهای کارایی مشابه بازار سهام. نسخه اول این اپلیکیشن را ماه آینده راهاندازی خواهیم کرد.



پتانسیل خود را آزاد کنید.
به تیم ما بپیوندید.
در Realiste، ما فقط شغل ارائه نمیدهیم؛ بلکه فرصتی برای بازتعریف حرفه شما در صنعتی که به سرعت در حال تغییر است، فراهم میکنیم. ما به قدرت یک تیم اعتقاد داریم که با اشتیاق برای ایجاد تأثیر واقعی کار میکند.
